گردش رفتن معنی انگلیسی jaunt واژههای انگلیسی با این معنی mosey بحال گردش راه رفتن.، دور شدن، راهي شدن canter رياکار، زهدفروش، چهارنعل walk راه رفتن، گام زدن، قدم زدن itinerate گردش کردن، سير کردن، کوچ کردن round trip گردش يا سفر دو سره، رفتن وبرگشتن، اياب وذهاب