گشا
معنی انگلیسی
key
واژههای انگلیسی با این معنی
- vasodilator رگ گشا
- pickelock قفل گشا، قفل شکن، دزد قفل گشايي
- decoder رمز گشا، رمز شناس.
- operation decoder عمل گشا، عمل شناس.
- troubleshooter مشگل گشا، کاشف عيب ونقص ورفع کننده ان.
- opcode decoder رمزالعمل گشا، رمزالعمل شناس.
- fibrinolysin تار لخته گشا
- resource person فرد مشکل گشا
- ring opening reaction واکنش حلقه گشا
- ring opening polymerization بسپارش حلقه گشا
- knotter گره زن، گره گشا، گره بازکن (ماشين يا انسان)
- decongestant بادبر، راه گشا، احتقانزدا
- marline spike ريسمان وا کن، طناب گشا
- mydriatic وابسته به يا موجد مردمک گشادگي، مردمک گشا
- slipknot گره خفت، گره زود گشا، گره متحرک.
- slip knot گره خفت، گره زود گشا
- reliever اسايش دهنده، رهائي دهنده، گره گشا
- spanner اچار (ترکي)، مهره پيچ، مهره گشا
- open sesame سحر، مفتاح رمز، مشکل گشا.