گفتاری معنی انگلیسی colloquial oral verbal viva voce vocal word-of-mouth wordy واژههای انگلیسی با این معنی psittacism طوطي گفتاري sleep-talking خواب گفتاري somniloquy خواب گفتاري speech synthesis ترکيب گفتاري، ترکيب کلام، آميزش سخن glossolalia غريبه گفتاري anarthria زبان پريشي گفتاري speech synthesizer ترکيب کننده گفتاري prolegomenous مقدماتي، پيش گفتاري، داراي مقدمه طولاني. colloq مخفف:، محاوره اي، سبک يا گونه ي گفتاري voiced داراي صدا، ناطق، صدا