دیکشنری فارسی

voiced

UKvɔist USvɔıst

معنی فارسی

داراي صدا ، ناطق

صدا

بيان شده از راه سخن ، گفتاري ، سخني

معنی کامل و مثال‌ها

/voist/adj.

● (انسان و غیره) دارای صدا، ناطق

● (در ترکیب) صدا

loud-voiced

دارای صدای بلند

● بیان شده از راه سخن، گفتاری، سخنی

● (برخی حرف‌های بی‌صدا مانند M و B و Z) واکبر، آوایی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. produced with vibration of the vocal cords “a frequently voiced opinion” “voiced consonants such as `b' and `g' and `z”

واژه‌های دیگر با معنی «داراي صدا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن