coloristic
US'kʌlə'rıstık
معنی فارسی
وابسته به رنگ و کاربرد رنگ، رنگپردازي
داراي زير و بم زياد و تن صدا و مايه
معنی کامل و مثالها
/kul´ǝr is´tik/adj.
● وابسته به رنگ و کاربرد رنگ، رنگپردازی
● (موسیقی) دارای زیر و بم زیاد و تن صدا و مایه