دیکشنری فارسی

coloristic

US'kʌlə'rıstık

معنی فارسی

وابسته به رنگ و کاربرد رنگ، رنگپردازي

داراي زير و بم زياد و تن صدا و مايه

معنی کامل و مثال‌ها

/kul´ǝr is´tik/adj.

وابسته به رنگ و کاربرد رنگ، رنگ‌پردازی

(موسیقی) دارای زیر و بم زیاد و تن صدا و مایه

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به رنگ و کاربرد رنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن