گماردن معنی انگلیسی commission have instate make task واژههای انگلیسی با این معنی assion گماردن، نسبت دادن. manning the rail گماردن پرسنل به دور ناو يا وسيله براي، انجام تشريفات (دريايي) duty assignment ارجاع شغل، واگذار کردن وظيفه، گماردن به خدمت put on (vi & vt) :تحميل کردن، گذاردن، صرف کردن