گوشت ماهی معنی انگلیسی fish واژههای انگلیسی با این معنی carbonado گوشت مرغ يا ماهي کباب شده، الماس تيره رنگ، کباب کردن sparling ماهي قزل الا داراي گوشت لذيد. rissole کوفته گوشت يا ماهي که باخميرنان سرخ کنند، کوفته، کلوچه فيمه دار tuna ماهي توناياتون.، گوشت ماهي تونا smokehouse دودخانه، محل دود دادن گوشت ماهي وپوست دباغي، وغيره . jowl ارواره، ارواره زيرين، گونه marinade آب نمک که سرکه و شراب وادويه بان زده گوشت و، ماهي را در آن مي خوابانند man eater آدمخوار، ماهي کوسه، جانور درنده که بخوردن گوشت آدمي خو گرفته jill گوش ماهي، نفس کش، گوشت زيرگلوي مرغ gill گوش ماهي، نفس کش، گوشت زيرگلوي مرغ