گوشی معنی انگلیسی aural earphone handset headphone headset واژههای انگلیسی با این معنی telephone earphone گوشي، گوشي تلفن head reciever گوشي، هدفون headphone گوشي، هدفون headset گوشي، هدفون head phone گوشي سر، هدفون binaural دو گوشي uniaural يک گوشي septangular هفت گوشي، هفت گوشه اي squareness چار گوشي، درستي stethoscope (طب) گوشي، لوله سينه بين hand set گوشي تلفن، گوشي hand-set قلاب گوشي lyncean سياه گوشي telephone receiver گوشي تلفن dichotic listening شنود دو گوشي otogenic tone زنگ زدن گوشي dichotic stimulation تحريک دو گوشي diotic stimulation تحريک دو گوشي acoustical trumpet گوشي براي کرها، صدا افزا monaural hearing شنوايي يک گوشي parotitis اماس غده بنا گوشي gable سه گوشي کنارشيرواني، ديوارکناري، ديوارنهاني sonifer گوشي (براي مردم کر) pinhole سوراخ کردن براي گوشي ياز، سوراخي که ازفرو کردن سنجاق درچيزي پديدايد