گوناگون کردن معنی انگلیسی diversify vary واژههای انگلیسی با این معنی diversified گوناگون کردن، جوربجورکردن، مختلف کردن diversifies گوناگون کردن، جوربجورکردن، مختلف کردن diversify گوناگون کردن، جوربجورکردن، مختلف کردن varies تغيير دادن، مختلف ساختن، عوض کردن vary تغيير دادن، مختلف ساختن، عوض کردن barnstorm از جايي به جايي رفتن، شهر به شهر رفتن، بلوک گردي کردن internationalize بين المللي کردن، درزير حمايت ملل گوناگون اوردن