گیره معنی انگلیسی catch clasp clinch clip closure fastener fastening gripper holder jaw snap trigger واژههای انگلیسی با این معنی tach گيره، قلاب، سگک tache گيره، قلاب، سگک visa گيره، با گيره نگاه داشتن، رويداد pawl گيره، عايق، شيطانک vise گيره، با گيره نگاه داشتن، قول کشيدن vice گيره، با گيره نگاه داشتن detent گيره، عايق، شيطانک becket گيره، حائل، حلقه clasper گيره، پيچنده . chelicera گيره، انبرک grid clip گيره clamping jaw فک گيره، فکهاي مهار کننده گيره vice jaw فک گيره bulldog grip گيره سيم clamp holder گيره بند cabinet clamp گيره قفسه copy holder گيره کاغذ face-plate صفحه گيره fahnestock clip گيره فنري fuse clip گيره فيوز hand vise گيره دستي holdless بدون گيره pinch clamp گيره قيدي pipe clip گيره لوله