یابنده معنی انگلیسی discoverer finder واژههای انگلیسی با این معنی finder يابنده، پيداکننده، دوربين نجومي کوچک که بدوربين بزرگتروصل کنند detector يابنده، کشف کننده diminishing returns بازده کاهش يابنده impedance unbalance finder دستگاه يابنده امپدانس نامتعادل detective کاراگاه، يابنده، پيداکننده ameliorative اصلاح اميز، بهبود يابنده، بهتر شونده intuitive مستقيما درک کننده، ناگهان يابنده، حسي intuent درک کننده، با فراست يابنده bimestrial دوماهه، هر دوماه يکبار، دوماه ادامه يابنده .