یاتاقان معنی انگلیسی bearing واژههای انگلیسی با این معنی plain bearing ياتاقان تخت، ياتاقان ساچمه اي bearing race جدار ياتاقان gas bearing ياتاقان گازي outboard bearing ياتاقان خارج crosshead ياتاقان متحرک، ميله ي همبر crankpin ياتاقان متحرک hotbox ياتاقان داغ شده rod bearing ياتاقان ميله اي translation bearing ياتاقان انتقالي ball bearing ياتاقان ساچمه اي anti-friction bearing ياتاقان ضد اصطکاک hydrostatic bearing ياتاقان هيدرواستاتيک babitt metal بابيت، فلز بابيت، بابيت ياتاقان carbon seal وسيله اي مقاوم در برابر گرما که در، موتورهاي توربيني براي جلوگيري از خروج، يا نشت روغن از محفظه ياتاقان بکار ميرود bearing طاقت، بردباري، تحمل