یافت
معنی انگلیسی
find finding
واژههای انگلیسی با این معنی
- retrieval باز يافت، مجد د، چبران
- intuitionism درون يافت گرايي، شهودگرايي
- thein تئين که درچاي يافت ميشود.
- accessibly چنانکه بتوان بدان راه يافت، بطور قابل دسترس
- jadeite يشم اعلي که در برمه يافت ميشود، يشم سبز.
- general store فروشگاهي که همه نوع جنسي در ان يافت، ميشود ولي قسمت بندي نشده .
- errors slipped in اشتباهاتي دران راه يافت (يا پيدا شد)
- bois jourdian نوعي سنگ مرمر که بيشتر در فرانسه يافت، ميشود
- insurmountable غير قابل تفوق که نتوان بران برتري يافت، از ميان برنداشتني
- nucleolar جسمي که دردرون هسته ياخته ها يافت ميشود، هسته هسته
- nucleoli جسمي که دردرون هسته ياخته ها يافت ميشود، هسته هسته
- nucleolus جسمي که دردرون هسته ياخته ها يافت ميشود، هسته هسته
- moorstone يکجور سنگ خاراکه در cornwall يافت ميشود
- nucleole جسمي که در درون هسته ياخته ها يافت ميشود، هسته هسته
- leuko-urobilin نوعي محصول استحاله اوروبلين که در مدفوع بيرنک يافت، مي شود.
- found يابش، يافت، پيداکرد
- menhir سنگ تاريخي بلند و راست که در افريقا و اروپا، يافت ميشود
- there is هست، يافت ميشود
- propylite يکجور خاره اتش فشاني که در برخي کانهاي سيم، خيز يافت ميشود
- super abound وافر بودن، بوفور يافت شدن، بيش از حد بودن.
- analcite ژئوليت سفيد يا کمرنگ که به صورت بلور يا، توده يافت ميشود
- placer ته نشست رودخانه که زرياموادسودمند، ديگردران يافت شود، رسوب معدن دار
- formic acid جوهر مورچه (اسيد بيرنگ و فراري است که در، وجود مورچه يافت ميشود)
- redundant information يک پيام بيان شده به روشي که اساس اطلاعات، بطرق گوناگون يافت مي شود