یخبندان معنی انگلیسی frosty icy Jack Frost واژههای انگلیسی با این معنی ice-age دوره ء يخبندان، عصر يخ frost heave افزايش حجم خاک حاصل از يخبندان postglacial وابسته بدوره بعد از عصر يخبندان. ice age عصر يخ، دوره يخبندان subglacial وابسته به زير توده يخ، وابسته بدوره فرعي يخبندان. subfreezing زير نقطه انجماد، زير هسيرشي، زير يخبندان frost hoil آماس، يخزدگي، ازدياد حجم دراثر يخبندان