یقین معنی انگلیسی certainty certitude conviction indubitable positive sure واژههای انگلیسی با این معنی sure يقين، خاطر جمع، مطمئن cocksure يقين، مطمئن، حتمي sureas a gun يقين aver بطور يقين گفتن، بطور قطع اظهار داشتن، اثبات کردن sure enough ميتوان يقين کردکه surefire (ز.ع .- امر.) يقين، مطمئن، نتيجه بخش. probabilism عقيده باينکه علم يقين وجود ندارد، عقيده احتمالي، مذهب احتماليون positivity مثبت بودن، اطلاق، يقين irrationlism فلسفه غير عقلي، اصول عقايد کساني که رسيدن به مرحله، يقين را از طريق اشراق و الهام ممکن positive مثبت، قطعي، محقق sceptical شکاک، کم باور، ايراد گير infallible لغزش ناپذير، مصون از خطا، منزه از گناه guess حدس، گمان، حل کردن