یک دنده معنی انگلیسی cross-grained obdurate obstinate self-willed stubborn willful واژههای انگلیسی با این معنی back gear يک رشته چرخ دنده که به پايه نظام ماشين، تراش وصل مي شوند gear cluster مجموعه چرخ دنده هايي که جزيي از يک محور، مي باشد dogged سرسخت، يک دنده، لجوج hardheadedness سرسخت، يک دنده، لجوج pigheadedness سرسخت، يک دنده، لجوج base pitch فاصله بين نيمرخهاي مشابه دو دندانه، مجاور از يک چرخ دنده epicyclic transmission جعبه دنده اپي سيکليک، يک يا چند چرخ دنده که در داخل يا خارج، چرخ دنده ديگري حرکت مي کنند obstinate خيره سر، کله شق، سر سخت