دیکشنری فارسی

hardheadedness

UKhɑːdhedidnəs

معنی فارسی

سرسخت يک دنده لجوج سخت سگ صفت ترشرو

واژه‌های دیگر با معنی «سرسخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن