یک راست معنی انگلیسی direct واژههای انگلیسی با این معنی partially true تا يک اندازه راست، في الجمله راست unicorn اسبي که يک شاخ راست درسردارد، کرگدن ياگاووحشي directly مستقيما، سر راست، يک راست slick صرف، محض، ساده boustrophedon روش نگار، در برخي زبانهاي باستاني که يک خط را از، راست sideslip يکور شدن، سرخوردن .، کج سري turnabout به راست راست، چرخش به يک طرف، برگشت