یک ساله معنی انگلیسی yearlong واژههای انگلیسی با این معنی wanderjahr سفر يک ساله، سفر طولاني، سفرآموزشي messenger stakes مسابقه يک مايلي اسبهاي 3 ساله little brown jug مسابقه يک مايلي براي اسبهاي 3 ساله annual ساليانه، يک ساله leveret بچه خرگوش، خرگوش يک ساله Clio دار گونه ي تاريخ، هر يک از جوايزي که هر ساله به انواع مختلف، آگهيهاي تجارتي داده ميشود sapling نهال، درخت جوان، تازي يک ساله grand prix يک دوره مسابقه بين المللي بين اسبهاي سه، ساله در فرانسه، مسابقه حرکات و پرش اسب tricentennial هر سه قرن يک بار، هر سيصد سال يک بار، سيصد ساله quindecennial هر پانزده سال يک بار، پانزدهه، به مدت پانزده سال biennale نمايشگاه هنري دو سال يک بار، جشنواره ي دو ساله