دیکشنری فارسی

Saturn

US'sætən

معنی فارسی

کيوان نامپدر ژوپيطر ربالنوعزمان عياشي هرزگي زمانهرزگيوعياشي زحل سرب

معنی کامل و مثال‌ها

/sat´ǝrn/n.

● (اسطوره‌ی روم) ساتورن (خدای کشاورزی که یونانی‌ها به او Cronus می‌گفتند)

● (نجوم) کیوان، زحل

● (کیمیا) سرب

تعریف انگلیسی

noun
  1. a giant planet that is surrounded by three planar concentric rings of ice particles; the 6th planet from the sun
  2. (Roman mythology) god of agriculture and vegetation; counterpart of Greek Cronus “Saturday is Saturn's Day”

واژه‌های دیگر با معنی «کيوان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن