a d. policeman معنی فارسی کارآگاه واژههای دیگر با معنی «کارآگاه» blood hound کارآگاه hawkshaw کارآگاه private detective کارآگاه خصوصي private investigator کارآگاه خصوصي gumshoe کاراگاه .، کفش کتاني کف لاستيکي، کارآگاه shamus پليس، پاسبان، کارآگاه خصوصي