a difficult nut to crack معنی فارسی کار دشوار ، مسئله دشوار ، کسيکه نمي توان حريف او شد يا با اوجدال کرد واژههای دیگر با معنی «کار دشوار» roughrider سوار کار ماهر اسبهاي چموش و وحشي.، کسي که در سفرهاي دشوار اسب سواري، ميکند laborious کار کن، زحمت کش، ساعي