a division of the Quran معنی فارسی حزب بخشي از قرآن واژههای دیگر با معنی «حزب» sectary عضو حزب، فرقه اي.، منافق liberty party حزب آزادي، حزب مخالف سيستم برده داري که در سال، 1840 در ايالات متحده امريکا تشکيل شد court martial ديوان حزب، محکمه نظامي labor party حزب کارگر labourparty حزب کارگر democratic party حزب دمکرات، يکي از دو حزب بزرگ سياسي ايالات متحده، امريکا که به صورت فعليش از 1828 تاسيس Ghibelline حزب گيبلين، عضو اين حزب، وابسته به اين حزب falange حزب فالانژ minor party حزب اقليت. conservative party حزب محافظه کار، يکي از دو حزب مهم سياسي انگلستان که، جانشين حزب " توري " است که حزب اخير در