a dog fox معنی فارسی روباه باز واژههای دیگر با معنی «روباه باز» foxier روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxiest روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxily روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxy روبه صفت، روباه باز، حيله باز flatterer چاپلوس، متملق، تملق گو vulpine روبه صفت، حيله گر، نيرنگ باز