a frosty weather معنی فارسی يخ بندان هواي بسيارسرد واژههای دیگر با معنی «يخ بندان» ice lane مسير يخ بندان cold snap يخ بندان بي مقدمه freezing-point نقطه افسردگي، نقطه انجماد، درجه يخ بندان froze بست، منجمدکرد، خشک کرد