a great d. معنی فارسی مقدار زيادي يک مقدار زياد واژههای دیگر با معنی «مقدار زيادي» greenmail خريد مقدار زيادي از سهام يک شرکت به اين اميد، که مديران سهام را به قيمت بالاتر، بازخريد کنند diminishing utility قانون تقليل تمايل به مصرف، اصل فايده نزولي، اصل تقليل تمايل به مصرف در آينده در اثر overdose داروي بيش از حد لزوم، دواي زياد خوردن.، مقدار بيش از حد دارو