a hilly place معنی فارسی کوهستان واژههای دیگر با معنی «کوهستان» hair pin bend مارپيچ کوهستان، مارپيچ intramontane واقع در کوهستان Montagnard بومي کوهستان زي saint bernard سگ راهنماي کوهستان، نوعي سگ بزرگ. highland کشور کوهستاني، کوهستان alpestrine وابسته به کوه هاي آلپ، وابسته به کوهستان، کوهستاني transhumant چرا گرد، حرکت کننده بسوي کوهستان براي چرا.