a nominal ruler معنی فارسی رئيس اسمي واژههای دیگر با معنی «رئيس اسمي» theocrat رئيس اسمي کشوري که خدا پادشاه آنست، تابع چنين کشوري figurehead رئيس پوشالي، رئيس بي نفوذ، دست نشانده .