a pair of pinaster معنی فارسی گازانبر ماشه گيره واژههای دیگر با معنی «گازانبر» pincers گازانبر، ماشه، گبره pinchers گازانبر، ماشه، گيره bender خم کننده، گازانبر، عضله خم کننده pincher نيشگون گير، گازگير، (در جمع) گازانبر. caliper کوليس، پرگار قطر پيما، نوعي پرگار که براي اندازه گيري ضخامت