a person related معنی فارسی محرم واژههای دیگر با معنی «محرم» bosom friend دوست محرم يا صميمي ياهمدم familiar اشنا، محرم، مانوس confidant رازدار، محرم راز، محرم اسرار confidante زن رازدار، زن محرم اسرار. insider کارمند دروني، خودي، خودماني privies خصوصي، محرمانه، نهاني privy خصوصي، محرمانه، نهاني jackes خصوصي، محرمانه، نهاني esoteric محرمانه، سري، دروني esoterically محرمانه، سري، دروني