abjoint معنی فارسی بي اتصال جدا واژههای دیگر با معنی «بي اتصال» idle current connection اتصال جريان بي باري idling-current connection اتصال جريان بي باري acondylose ناپيوسته، منفصل، بي اتصال acondylous ناپيوسته، منفصل، بي اتصال