abrasive grit معنی فارسی براده تراشه خرده فلزات خاک اره واژههای دیگر با معنی «براده» iron filings براده آهن shot blasting براده آهن cuttings براده فلزات discontinuous chip براده گسسته drillings براده فلزات metal cutting براده برداري، فلزبري، برش فلز removal of chips برداشت براده، براده برداري curly chip براده پيچيده flow chip براده پيوسته metal removal برداشت براده