absolute authortity معنی فارسی اختيار مطلق اقتدار مطلق واژههای دیگر با معنی «اختيار مطلق» imperium اختيار مطلق، حاکميت مطلق امپراطوري plenipotent تام الاختيار، داراي اختيار مطلق. sovereignties پادشاهي، شهرياري، سلطنت sovereignty پادشاهي، شهرياري، سلطنت arbitrament حکميت، فتوي، نتيجه حکميت magisterial آمرانه، حاکمانه، مطلق plenipotentiaries مختار، اختياردار، داراي اختيار plenipotentiary مختار، اختياردار، داراي اختيار