absorpthiveness معنی فارسی كشندگي جاذبيت قوه جاذبه واژههای دیگر با معنی «كشندگي» attractiveness کشندگي، جاذبيت، دلربايي invitingness کشندگي، جالبيت، جاذبيت deadliness کشندگي، مهلک بودن kill area منطقه کشندگي، منطقه خطر، منطقه تلفات lethal area منطقه کشندگي، منطقه تلفات kill probability احتمال کشندگي، احتمال وارد کردن تلفات kill factor ضريب تلفات، ضريب کشندگي attration کشش، جذب، جاذبه attraction کشش، جذب، جاذبه