attration معنی فارسی کشش جذب جاذبه کشندگي واژههای دیگر با معنی «کشش» strain کشش، زور، فشار extension کشش، کشيدگي، بسط tug کشش، کوشش، زحمت pluck کشش، کنش، شکست از امتحان draught کشش، چيزکشيدني، بار tension کشش، امتداد، تمدد haulage کشش، پولي که راه اهن بابت هزينه کشش مطالبه ميکند attraction کشش، جذب، جاذبه enticement کشش، جلب، اغوا towage کشش، حق يدک کشي