دیکشنری فارسی

haulage

UKhɔːlidʒ

معنی فارسی

کشش ،

پولي که راه اهن بابت هزينه کشش مطالبه ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/hôl´ij/n.

● ترابری، ترابرد، حمل و نقل، بردن، باربری

● هزینه‌ی ترابرد، کرایه‌ی حمل و نقل

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of drawing or hauling something “the haul up the hill went very slowly”

واژه‌های دیگر با معنی «کشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن