دیکشنری فارسی

haulage

UKhɔːlidʒ

معنی فارسی

کشش ،

پولي که راه اهن بابت هزينه کشش مطالبه ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/hôl´ij/n.

ترابری، ترابرد، حمل و نقل، بردن، باربری

هزینه‌ی ترابرد، کرایه‌ی حمل و نقل

واژه‌های دیگر با معنی «کشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن