دیکشنری فارسی

abut

USə'bʌt

معنی فارسی

نزديك‌ بودن‌، مماس‌ بودن‌، مجاور بودن‌، متصل‌ بودن‌ يا شدن‌، خوردن‌

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ but´/vi., vt.

مماس بودن، متصل بودن، مجاور بودن، تلاقی کردن، در یک انتها با چیزی تماس داشتن (با on)، یا روی چیزی قرار گرفتن (با upon)، هم‌مرز بودن، جفت بودن

one end of the bridge abutted on the sidewalk

یک طرف پل به پیاده‌رو متصل بود.

ریشه و کاربرد

Verb

To be next to or have a common boundary with.

ریشه

From Middle English abutten, from Old French abuter.

مثال

  • Our house abuts a nature reserve.
  • The two fields abut each other.
  • The garden abuts onto the park.

ترکیب‌های رایج

Abut onto Abut against Abut on

واژه‌های دیگر با معنی «نزديك‌ بودن‌»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن