accroach معنی فارسی غضب کردن (باقلاب) بسوي خودکشيدن واژههای دیگر با معنی «غضب کردن» deforce غضب کردن، بي بهره کردن scourge تازيانه، شلا ق، بلا scourage تازيانه، شلاق، بلا anger خشم، خشمگين کردن، به غضب آوردن