acescence معنی فارسی ميخوش ميل بترش ميل به ترشي واژههای دیگر با معنی «ميخوش» acidulent ميخوش، ملس، ترشرو acidulated ميخوش، کج خلق، کمي ترش acidulous ميخوش، ملس، (مج.) کج خلق subacid ميخوش، ملس، ترش وشيرين acidulate ميخوش کردن، ملس کردن، کج خلق ساختن acidulation ميخوش کردن، ملس کردن، کج خلق ساختن acescent مايل به ترش، ميخوش pearmain يکجور سيب دير رس که رنگ ان سرخ و زردو مزه، ان ميخوش است