subacid
معنی فارسی
ميخوش ملس ترش وشيرين
معنی کامل و مثالها
/-as´id/adj.
● (مثلا برخی میوهها) کمی ترش، میخوش، ملس، دبش
● (مثلا سخن) کمی تند یا زننده، نیشدار
مترادفها
adjective
Slightly acid, somewhat acid, some what sour, sourish.
ميخوش ملس ترش وشيرين
/-as´id/adj.
● (مثلا برخی میوهها) کمی ترش، میخوش، ملس، دبش
● (مثلا سخن) کمی تند یا زننده، نیشدار
adjective
Slightly acid, somewhat acid, some what sour, sourish.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن