دیکشنری فارسی

acrobatics

UKækrəbætiks US'ækrə'bætıks

معنی فارسی

آکروباتيک بند بازي

معنی کامل و مثال‌ها

/ak´rǝ bat´iks/n.pl.

● هنر یا مهارت یا ترفند یک آکروبات‌باز

● هر کار مشکل یا ترفندی که سرعت و مهارت لازم داشته باشد

mental acrobatics

کارهای مشکل فکری

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'acrobatie', from Greek 'akrobatos'.

مثال

  • She is skilled in acrobatics.
  • Acrobatics is a key component of the circus.
  • He trained in acrobatics from a young age.

ترکیب‌های رایج

Perform acrobatics Train in acrobatics Acrobatics display Acrobatics skills

تعریف انگلیسی

noun
  1. the gymnastic moves of an acrobat
  2. the performance of stunts while in flight in an aircraft

واژه‌های دیگر با معنی «آکروباتيک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن