دیکشنری فارسی

addressed

UKədrest USəd'rest

معنی فارسی

عنوان نام و نشان سرنامه خطاب خطابه نطق سخن کارداني عريضه مخاطب ساختن خطاب کردن رو کردن به عنوان کردن ايراد کردن عرض کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Past tense of the verb 'address'.

مثال

  • The letter was addressed to me.
  • The issue has been addressed.
  • She addressed the crowd with a powerful speech.

ترکیب‌های رایج

Addressed envelope Addressed issue Addressed concern

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of mail) marked with a destination “I throw away all mail addressed to `resident”

واژه‌های دیگر با معنی «عنوان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن