adnascence معنی فارسی التصاق واژههای دیگر با معنی «التصاق» adsorption التصاق و انقباض، براشام، براشامش adsorb التصاق و انقباض، جذب سطحي کردن adsorptive التصاق و انقباض، جذب سطحي کردن adhesion چسبيدگي، التصاق، چسبندگي anchylo- پيشونديست بمعاني تمايل، کجي، خميده adherence هواخواهي، طرفداري، تبعيت