adverseness UKədvəːsnəs معنی فارسی مغايرت مخالفت ضديت واژههای دیگر با معنی «مغايرت» contrariness مغايرت، مخالفت، خودرايي unconstitutionality مغايرت با قانون اساسي. variance اختلاف، مغايرت، ناسازگاري mean square deviation اختلاف، مغايرت، ميزان انحراف متداول. confliction ناسازگاري، مغايرت، تصادف aversive تنفر طبيعي، ناسازگاري، مغايرت repugnance ناسازگاري، تناقض، مغايرت contrarieties مخالفت، دگرگوني، مغايرت contrariety مخالفت، دگرگوني، مغايرت otherness دگرگوني، چيز ديگر، مغايرت