aforegoing معنی فارسی پيش (رفته) سابق واژههای دیگر با معنی «پيش (رفته)» advanced pawn پياده پيش رفته، پياده اي که از نيمه، صفحه گذر کرده باشد (شطرنج) sanforize پيش از دوختن آب رفته يا کوچک کردن foregone پيش گفته شده، پيش رفته، گذشته preceding پيش، پيشي، جلوي IDE سرنام عبارت " "Integrated Device Electronics، يک رابط، ديسک گردان است که در آن بخشهاي کنترلي الکترونيکي