دیکشنری فارسی

foregone

UKfɔːgɔn US'fɔ:'gɔn

معنی فارسی

پيش گفته شده پيش رفته گذشته

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr gôn´, fôr´gôn´/adj.

پیشین، قبلی

پیش‌بینی شده، مسلم، قطعی

a foregone conclusion

نتیجه‌ی مسلم

مترادف‌ها

adjective
1. Predetermined, decided beforehand.
2. Bygone, past, previous, former.

واژه‌های دیگر با معنی «پيش گفته شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن