aforesid معنی فارسی پيش گفته شده بالاگفته شده مزبور واژههای دیگر با معنی «پيش گفته شده» forecited پيش گفته شده، بالا گفته شده، نامبرده در بالا foregoing پيش گفته شده، پيش، بالاگفته foregoning پيش گفته شده، پيش، بالاگفته foregone پيش گفته شده، پيش رفته، گذشته aforementioned پيش گفته (شده)، بالا گفته (شده)، مذکور در پيش foresaid پيش گفته (شده)، مذکور در پيش، مزبور post paid (درباب نامه اي گفته ميشود) که پول پست ان از، پيش پرداخت شده باشد