دیکشنری فارسی

foregoing

UKfɔːregouiŋ USfɔ'gəuıŋ

معنی فارسی

پيش گفته شده پيش بالاگفته سابق الذکر

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´gō´iŋ, fôr gō´-/adj.

(آنچه که قبلا نوشته یا گفته شده است) مذکور، ذکر شده، در بالا آمده، یاد شده، فرگفت

* the foregoing

فوق‌الذکر، پیش‌گفته، پارنگاشت، فرگفت

مترادف‌ها

adjective
Preceding, previous, antecedent, prior, former, fore, anterior.

واژه‌های دیگر با معنی «پيش گفته شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن