دیکشنری فارسی

foresaid

معنی فارسی

پيش گفته (شده) مذکور در پيش مزبور

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´sed´/adj.

(قدیمی) رجوع شود به: aforesaid

واژه‌های دیگر با معنی «پيش گفته (شده)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن