against payment معنی فارسی با پول در برابر پول در مقابل وجه واژههای دیگر با معنی «با پول» bank restriction ممنوعيت تعويض پول با طلا high money پول گران (وام با بهره سنگين) farthing يک چهارم پني برابر با نيم سنت پول امريکا، دينار vending machine ماشين خود کاري که با انداختن پول در سوراخ، ان جنس مورد لزوم از ان خارج ميشود. automat محلي که با انداختن پول در جعبه اي خوراک براي، اشخاص مهيا مي شود، دستگاه خودکاري که پس از انداختن سکه اي cheap money پول ارزان، پول با بهره کم taxi dancer دختري که در کلاس رقص يا کاباره در مقابل، پول با مشتريان ديگر ميرقصد. acrade game نوعي بازي تصويري کامپيوتري که توسط، ماشين هايي با سکه پول کار مي کنند juke joint رستوران کوچکي که خوراک ارزان داشته و نيز، صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب، خودکار ميزند. ransom فديه، خريد، ازادسازي با پول